شعری برای علاقه ام به ریل های آهنی...
کنار ریل های آهنی
و قطار های سوت کشان
پاهایم را
پیاده می کشانم
– خسته تر از سال ها –
زیر باران ها
حنجره ام را تر می کنم...
با لب های دهنی
– بسته تر از بال ها –
سوت می کشم
جار می زنم
و خط های موازی را
به اجبار ادامه می دهم
من کنار ریل ها
زندگی ام را سر می کنم...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 0:16 توسط میثم توسلی |